تبلیغات
پاکت‌ها - مطالب نقد و نظر
چهارشنبه 27 خرداد 1388  04:28 ب.ظ    ویرایش: یکشنبه 31 خرداد 1388 03:55 ب.ظ
نوع مطلب: نقد و نظر ،

خانم تماس می‌گیرد و هی می‌پرسد: تهران چه خبر؟
می‌گویمش خبری نیست، امن و امان است.
کمی راست و دروغ را قاطی می‌کنم و تحویلش می‌دهم. اما، واقعاً تهران چه خبر است؟
برایم مسلم است که فضای نت، بیش از خیابان‌های تهران مشوش است. در تهران، عده‌ای آتش به پا کرده‌اند و می‌کنند، بعضی‌ها شیشه می‌شکنند، بعضی‌ها توی خیابان می‌ریزند و الخ. اما همهٔ این‌ها، در چند خیابان معدود است. رسانه‌های خارجی دوست دارند یک تصویر را از یک یا چند خیابان معدود نشان مخاطب‌شان بدهند و به خلق‌الله بقبولانند که «ایران در آشوب» است.
اما حقیقت چیست؟
1. تهران امن است. بعضی ساعات، بعضی خیابان‌ها مملو از جمعیت می‌شود. اما این بعضی‌ ساعات و بعضی خیابان‌ها، نه همهٔ ساعات‌اند و نه همهٔ خیابان‌ها و نه همهٔ ایران. باور کنید من در منزلم در شرق تهران، راحت زندگی می‌کنم، هنداونه‌فروش سر چهارراه هم راحت هندوانه‌اش را می‌فروشد و اتفاقاً به موسوی رای داده اما دارد زندگی‌اش را می‌کند و به خیابان‌گردی‌های این‌روزها مبتلا نشده.
2. یکی از دوستانم در کوی دانشگاه، مطلب پر سوزی نوشته با عنوانِ «به بهانهٔ فاجعهٔ اخیر حمله به کوی دانشگاه». مطلب  «تناقضِ مجسم» است. رفیقِ شفیقم اول یادداشتش نوشته: «توی کوی, با رضا بودم. قدم می‌زدیم. یک‌هو همه دویدند. کس داد زد «اشک‌‌آور! اشک‌آور زدن.». یک‌هو هوای روبه‌رو ـ درست کنار همان ردیف سروها ـ دودی شد. دود سفید. برگشتم. پشت سرم هم پر شده بود. راه فرار نداشتم. رضا دوید. فریاد زد: «محسن بدو! فقط بدو! ازین‌طرف!» ندیدم کدام طرف را می‌گفت. چشم‌هام می‌سوختند.»
اما کمی بعد نوشته: «خواب بودیم. معلوم نبود اگر با آن سروصداها از خواب نمی‌پریدیم». خب، وقتی چنین یادداشتی از دوستِ مشهور به انصافم می‌خوانم، دیگر سخت باور می‌کنم بقیه راست‌گو باشند.
من تصاویر مربوط به اتفاق کوی را دیدم. تصاویری که خود دانش‌جوها گرفته‌ بودند. در تصاویر فقط شکستن و ضرر زدن دیده می‌شد و خبری از کشتار و قتل و جنایت نبود. برای خالی نبودن عریضه هم، عکسی گرفته بودند از چند قطره خونِ روی زمین که هرکسی می‌فهمد 5-6 قطره خون، از زخمِ ناچیز بر می‌آید، نه از تیر و تفنگ.
3. شایع است که بسیجی‌ها دارند می‌زنند. اولاً من بسیجی‌ام و تا به حال نه تنها کسی را نزده‌ام، به خاطر بحث با زبان‌نفهم‌های این مملکت، بازداشت هم شده‌ام(البته مربوط به حوادث اخیر نیست). بنابراین خیلی برایم گران تمام می‌شود وقتی می‌شنوم همهٔ کاسه‌کوزه‌ها را سر بسیجی‌ها می‌شکانند.
اگر ریشویی دیدید که خر بود، اگر بی‌سیم به دستی دیدید که از شعور بی‌بهره بود، این را پای بسیجی و مذهبی و انقلابی و حزب‌اللهی نگذارید. استدعا دارم به شایعه دامن نزنید. الاغ‌هایی که رفته‌اند به کوی دانشگاه تهران، اشتباه کرده‌اند و «خر» بودن‌شان بر کسی پوشیده نیست. اما آقای محسن‌حسام مظاهریِ عزیزم! چرا پیازداغ را زیاد می‌کنی؟
4. من هم از این قسم «خر»ها این‌روزها کم ندیده‌ام. بخشی‌شان «لباس‌شخصی‌ها»ی نیروی نامحترمِ انتظامی‌اند. بخش ناچیزشان هم نیروهای ساماندهی شده از طرف سپاه. رفتار هر دو گروه را دیده‌ام. برایم دشوار است که خیلی راحت با نوشتنِ واژهٔ «فاجعه» با رسانه‌های خارجی همراه شوم. اما، خاک بر سر کشوری که بعد از 30 سال، هنوز نتوانسته «خر»ها را در قالب سه نیروی تعریف‌شدهٔ نظامی به نام‌های «ارتش»، «سپاه» و «ناجا» ساماندهی کند. و خاک بر سر ما مردم که به حقوق خود واقف نیستیم و جرأت نداریم از همین لباس‌شخصی‌ها و خرهای دیگر بپرسیم: «حکم‌ات کو؟ کارت شناسایی‌ات کو؟».
5. احمدی‌نژاد -رئیس جمهور- پریروز به مسکو رفت تا در اجلاس شانگهای شرکت کند. حضور رئیس‌جمهور در این اجلاس خارجی، نشان‌دهندهٔ عمقِ آرامی و امنیت در کشور بود. همه می‌دانیم که رئیسِ کشورِ آشوب‌زده، برای سامان‌دهی به کشورش، خود را ملزم به ماندن در کشور می‌کند و هر سفر خارجی را لغو می‌کند. بنابراین، سفر احمدی‌نژاد هم به ما و هم به رؤسای کشورهای خارجی فهماند که «ایران آرام است».
6. اما در دانشگاه‌ها. رفیق عزیزی این‌جا هست که حرف خوبی می‌زند. ورود به دانشگاه‌ها مطلقاً با برنامه است و هدف هم یکی است و آن یکی این است: «بزرگ‌نماییِ یک اتفاق معمولی».
دربارهٔ امتحانات هم باید بگویم خودِ دانش‌جوها دارند به شایعات دامن می‌زنند. خبری نیست و رؤسای اغلب دانش‌گاه‌ها اصرار دارند به برگزاری امتحانات، طبقِ برنامه. این وسط، خود دانش‌جوها خواهانِ بی‌برنامه‌گی‌اند که:
7. تجمع و راه‌پیمایی در خیابان، بدون مجوز وزارت کشور، غیرقانونی‌ است. این حکمِ قانون است. ما، با هر سلیقه و عقیده‌ای، اگر رأی داده‌ایم، تلویحاً قانونِ اساسی مملکت را به رسمیت شناخته‌ایم و در انتخاباتی شرکت کرده‌ایم که بر اساسِ قانون اساسی این کشور است. حالا اگر اعتقاد داریم بی‌قانونی شده یا تقلب شده، بنابراین حق نداریم با بی‌قانونی، علیه بی‌قانونی نظر بدهیم. پس، تجمع و راه‌پیماییِ حامیان موسوی غیرقانونی و غیراخلاقی و از نظر حکومت اسلامی و بنا به فتاوی مراجع، غیرشرعی است؛ چون: «طبق نظر آقای صانعی (حامی آقای موسوی) حرام است». و باقی مراجع هم خودتان بخوانید دربارهٔ خلاف علیه قوانین دولت جمهوری اسلامی چه حکمی دارند.
8. وقتی به ما می‌گویند عبور از چراغ قرمز خلاف قانون است، نباید عبور کنیم. اگر عبور کردیم و ضرر مالی یا جانی دیدیم، خودمان مسؤولیم نه دولت نه ملت نه هیچ احدالناس دیگری. حالا، آقای موسوی از قانون عبور می‌کند تا بگوید «خلاف قانون عمل شده» و جالب این‌که هنوز ادعایش ثابت نشده. باور کنید اگر ادعای موسوی ثابت بشود، من اولین کسی هستم که رأی‌ام را از رئیس‌جمهور پس می‌گیرم. اما تا وقتی ثابت نشده، به رئیس‌جمهور کشورم احترام می‌گذارم و البته از خطاهایش دفاع نمی‌کنم.
9. همسر آقای هاشمی رفسنجانی، تلویحا بعد از شرکت در انتخابات گفت: اگر تقلب شد، بریزید به خیابان. آقای موسوی هم همین را در روزهای منتهی به انتخابات به انحای مختلف گفت. رسانه‌های حامی موسوی هم طوری حرکت کردند که گویی تقلب حتمی است یا رأی آوردن موسوی حتمی است. فائزه هاشمی هم دیروز در تجمع غیرقانونی عده‌ای که خود را حامی موسوی می‌دانند سخن‌رانی کرد. تجمع‌کننده‌گان در روز تجمع در میدان آزادی به یک حوزه مقاومت بسیج هجوم بردند، اسلحه دزدیدند، شلیک کردند و یک مادر و کودک را کشتند. جواب این کشته‌ها را (کلاً 7 نفر در چند روز و میان چند میلیون آدم) چه کسی جز هاشمی، موسوی، خاتمی و امثالهم باید بدهند؟
10. این همه سر و صدا سر چه؟ نمی‌دانم. من نشسته‌ام در ساختمانی در مرکز شهر و دارم وبلاگم را به‌روز می‌کنم. خبری نیست، شر و شور خاصی نیست. آخر هفته‌ همه‌چیز ختم به خیر می‌شود و می‌ماند روسیاهی عده‌ای معدود...

   


نظرات()   
  • کل صفحات:6  
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  •   

پاکت‌ها