جمعه 29 آبان 1388  09:05 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: وب‌نوشت ،

آینده‌ای که برای روزنامه آقای لاریجانی (خبر) به ذهنم می‌رسد این است:
بالاخره یک‌روز (نه چندان دور) توقیف می‌شود.
لاریجانی می‌رَهد، چون اسمش جایی نیست.
انتظامی می‌رَهد، چون اسمش در هزارتوی «عناوین» روزنامه پنهان شده.
چند خبرنگار جوان گیر می‌افتند...
زنده باد سیاست!
زنده باد لاریجانی

   


نظرات()   
سه شنبه 26 آبان 1388  02:34 ب.ظ    ویرایش: سه شنبه 26 آبان 1388 02:37 ب.ظ
نوع مطلب: وب‌نوشت ،

از لای درز پنجرهٔ نیمه‌باز، نسیم خنکی می‌آید. نسیمی، شبیه نسیم بهار. باز، یادِ بهار می‌افتم. بهار که می‌شود، عاشق‌ترم انگار. اما، انگار با باد پائیز و «افسانه» هم می‌توان عاشق‌تر بود.
و من عاشق‌ترم بانو!
ولو کره‌الدیگرون.

   


نظرات()   
سه شنبه 26 آبان 1388  10:24 ق.ظ    ویرایش: سه شنبه 26 آبان 1388 10:35 ق.ظ
نوع مطلب: وب‌نوشت ،

اول بگویم که عکس یک، مال من نیست. انتخاب من نیست. کاملاً معلوم است که انتخاب، انتخابِ یک نابلد است. قرار دادن سه عکس از سه مطلب در یک ردیف هم کار من نیست. کار یک نابلد است. بنابراین، مطالب این صفحه را دوست می‌دارم، اما آرایشش را نه. و انگار این‌جا ایران است، روزنامهٔ ایرانی. یعنی نمی‌توان «کار خوب» درآورد... الا شذ و ندر.
برای دیدن پی‌دی‌اف، رویش کلیک کنید.


این هم مال شنبه است. آرایش این هم می‌مزه است. فکر کنید، آغاز هفته کتاب باشد، آن‌وقت صفحه کتاب آگهی بخورد...

   


نظرات()   
جمعه 22 آبان 1388  02:15 ب.ظ    ویرایش: جمعه 22 آبان 1388 03:11 ب.ظ
نوع مطلب: وب‌نوشت ،

رفته‌ام اینجا. اما هنوز نان‌خور قلم خودم هستم. همچنان به آن‌چه اعتقاد ندارم، قلم نمی‌چرخانم و از آن‌چه دوست می‌دارم می‌گویم. شکر، تا حالا قلمم خط نخورده و جز چند اعمال سلیقهٔ بی‌مزه، تغییری در صفحه‌ام رخ نداده است.
فعلا، صفحه کتاب روزنامه جوان را درمی‌آورم و ممنونم از دوستانی که خبرنگار آزاد این صفحه‌اند.
این، دو نمونه‌اش. سومی هم شنبه، 23 آبان‌ماه منتشر می‌شود. یعنی فردا صبح.
برای دیدن نسخهٔ PDF، روی هرکدام کلیک بفرما.
قطعا برای بهتر شدن، راه نرفته بسیار است. نظری بود، محبت می‌کنید بفرمائید. همچنان در دست تعمیریم!




   


نظرات()   
جمعه 22 آبان 1388  09:08 ق.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: وب‌نوشت ،

نوستالژیِ دوست‌داشتنیِ شنیدنِ «ملاممدجان» با صدای اصفهانی / باران / میانه راهِ زاهدان-زابل...
این سال‌ها است که با من است.
و حالا باران هست و ملاممدجان هم هست. اما چیزی کم است. چیزی که بی‌شباهت است به میانهٔ راهِ زاهدان-زابل. چیزی کم است که کمی‌اش به تمام تن‌ام سرایت کرده... حتا به گوشت کناره‌های انگشت‌های دستم، که خون ازشان بیرون می‌زند...
چیزی کم است.
ای خدا!
چیزی کم است.

   


نظرات()   
جمعه 15 آبان 1388  12:44 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: وب‌نوشت ،

اولا: رفیق! تو نان رهبری را خورده‌ای. کتابت اگر چاپ می‌شود، فروش می‌رود، محضِ هم‌کلامی با رهبری‌ست. اخوی! حالا سکوت کرده‌ای و می‌گویی «عقل‌گرایی»؟
ثانیا: عین بلانسبت کار کردن و جور 3 نفر را کشیدن، بدجور سوز دارد.
سه: اینا البته هیچ‌ربطی به هم ندارند و محض گفتن، گفته شدن.

   


نظرات()   
چهارشنبه 6 آبان 1388  11:19 ب.ظ    ویرایش: چهارشنبه 6 آبان 1388 11:23 ب.ظ
نوع مطلب: وب‌نوشت ،




سردار! شهادتت مبارک

   


نظرات()   
چهارشنبه 6 آبان 1388  12:16 ق.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: وب‌نوشت ،

امشب، -جای همهٔ شیعیانِ علی‌بن‌ابی‌طالب خالی- میرزاقاسمی طبخ کردیم، تناول کردیم، کیف کردیم.
جانِ شما نباشد، جانِ خودم، عجب چیزی شده بود. لامصب خدا، عجب چیزی آفریده...
آخ! دیدید؟ می‌خواستم عکس بگیرم، بگذارم این‌جا تا شما هم فیض ببرید. به هرحال، عکس‌العیش، نصف العیش. دیگر شرمنده.
با تشکر از:
مهربانو به دلیلِ راه‌نمایی‌هایِ دردانه‌اش
مشدی محسن به دلیلِ تشویق‌های کارسازش
جابر به دلیلِ هم‌سفره شدنش!

   


نظرات()   
  • کل صفحات:2  
  • 1
  • 2
  •   

پاکت‌ها