یکشنبه 11 مرداد 1388  11:31 ق.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: وب‌نوشت ،

روزها می‌توانست از این بهتر باشد...
رمقی ندارم برای نوشتن. فکرم این‌روزها جمع‌وجور نمی‌شود و هرچه به ذهنم می‌رسد برای نوشتن، زود پر می‌کشد.
یاد روزهای شوق‌انگیز تبلیغات انتخابات افتاده‌ام این‌روزها. یاد روزهایی که توی خیابان می‌گفتیم: «زنده باد موسوی، رأی ما احمدی»
یاد شبی که طرفداران احمدی‌نژاد جا باز کردند برای زن و شوهری که به حمایت از کروبی آمده بودند توی خیابان و خانم می‌خواست از بالای یک سکو جمعیت را تماشا کند. مهربانانه جا باز کردند، بدون حتا یک نگاه تمسخرآمیز یا تند.
یاد روزهایی که این همه سینه نسوخته بود و این همه دل نگرفته بود و این‌ها افعالِ ماضیِ شرم‌آور نوشته نشده بود. یاد روزهای خوش... روزهایی که کسی بدون دلیل و سند، 40 میلیون رأی ملت را به بازی نگرفته بود... روزهایی که هنوز بعضی‌ها اعتراف نکرده بودند.
دل مردم پر است از این روزها؛ خدایا کاری بکن... لااقل برای دل رهبر کاری بکن، آرامشش باش. دل ما گرم است به حضور «خامنه‌ای». دل ما به همین گرم است و بس...

   


نظرات()   

پاکت‌ها