تبلیغات
پاکت‌ها - مطالب مهر 1386
شنبه 21 مهر 1386  07:10 ق.ظ    ویرایش: دوشنبه 23 مهر 1386 02:10 ق.ظ
نوع مطلب: وب‌نوشت ،

برای من؛ لذت یعنی تماشای نمازهای نشسته‌ی عزیز و آقاجان. و شنیدن شعرهای عجیب و غریبی که هر چند دقیقه یک‌بار از حنجره‌ی پیر -اما گرم- آقاجان بیرون می‌آید.
من غرق می‌شوم توی تیره‌گی موهای حنا گرفته‌ی عزیز. و گاهی دست می‌گیرم به شانه‌هایی که از لا به لای شب و شراب موهایش بیرون زده.
من وقتی آرام‌ام که سرم لمیده روی شانه‌ی عزیز و به خاطره‌های تلخ و شیرین‌اش گوش می‌دهم. من تنها آن زمان نفس می‌کشم که سر روی زانوی آبجی دارم و بوی ریحان‌های توی حیاط بینی‌ام را پر می‌کند.
من فرزند عصرهای دل‌نشین تابستان‌ام. فرزند مهتابی‌ای که پر است از بوی گل محمدی. زائیده‌ی حیاطی که میوه‌های هلو و سیب و انار، چراغانی‌اش کرده‌اند.
اما همین من؛ این‌جا که هست: آشفته و زخمی و کرخت می‌شود. آزار می‌بیند از آدم‌ها، از همین نزدیکانِ بسیار دور که گاهی ناخواسته آرزوی مرگ‌شان را دارد.
آرامش برای من؛ فقط دو جا دست‌یافتنی است: زیر سقف خانه‌ی آقاجان و توی دامن آبجی...

 

   


نظرات()   
  • کل صفحات:2  
  • 1
  • 2
  •   

پاکت‌ها