جمعه 22 آبان 1388 09:08 ق.ظ ویرایش: - -
نوع مطلب: وبنوشت ،
نوستالژیِ دوستداشتنیِ شنیدنِ «ملاممدجان» با صدای اصفهانی / باران / میانه راهِ زاهدان-زابل...
این سالها است که با من است.
و حالا باران هست و ملاممدجان هم هست. اما چیزی کم است. چیزی که بیشباهت است به میانهٔ راهِ زاهدان-زابل. چیزی کم است که کمیاش به تمام تنام سرایت کرده... حتا به گوشت کنارههای انگشتهای دستم، که خون ازشان بیرون میزند...
چیزی کم است.
ای خدا!
چیزی کم است.
تبلیغات