اگر در دار و دستهٔ دوستدارانِ ادبیات و فرهنگ باشید، لابد از اینور
و آنور پیجویِ اخبارِ ادبی هستید و دلتان میخواهد بدانید در مملکتِ
سیاستزدهٔ امروز، از ادبیات چه خبر؟ چاره چیست؟ «خانهٔ کتاب اشا» یک راه چاره دارد که هم به درد اهالیاش میخورد و هم به کارِ میهمانان خانه میآید. چه راهی؟ «رصدخانه». رصدخانه چیست؟ رصدخانه
یکبستهٔ خبری روزانهٔ ادبی-کتابی است که هر روز در خانهٔ کتاب اشا تولید
میشود. خبرهای «رصدخانه» از صافیای عبور میکنند که بیمصرفها و
رپورتاژهای بیمعنی از آن رد نمیشوند و اضافات، حذف میشوند. نتیجه این
میشود که اخباری به درد بخور در بستهٔ خبری اشا جمعآوری میشوند. رصدخانه به یک معنی، لینکدونیِ اخبار حوزه ادبیات و کتاب است. «خانه
کتاب اشا» تلاش میکند تا سلیقههای مختلف بتوانند از اخبار «رصدخانه»
بهره بگیرند، بنابراین بهندرت پیش میآید در این بسته، سلیقهٔ خاصِ فکری
دخیل شود. راهِ دسترسی به رصدخانه چیست؟ برای بهرهگیری از اخبار «رصدخانه» دو راه وجود دارد. نخست اینکه به
نشانی خانه کتاب اشا (asha.ir) بروید و از ستونِ سمتِ چپ که عنوانِ
«رصدخانه» را دارد استفاده کنید. راه دوم این است که از فیدِ اختصاصی این بخش کمک بگیرید و در گوگلریدر
یا هر آر.اس.اس خوان دیگر آن را ثبت کنید. برای این کار کافی است از
نشانی http://www.asha.ir/core/myLDRSS.php استفاده کنید. اینطور و به لطفِ «رصدخانه» از شرِ فیدهای بینظمِ سایتهای خبری خلاص شوید و در عین حال، روزانه از این اخبار مطلع شوید. برای بهتر شدنِ بخشِ «رصدخانه» نقدمان کنید و دربارهٔ کیفیت و کمیّت این بخش نظر بدهید تا بستهٔ خبریمان را بهتر کنیم. سپاس.
بعضی از ما، در جمعهای دوستانه و جلسات ادبی و گپهای تلفنی و حضوری
خیلی از خبرها را به دست میآوریم و برخی دیگر که «خانهنشینی» را دوستتر
دارد، از خبرهای اینترنتی کمک میگیریم. خب، اگر شما از دستهٔ دوم باشید،
لابد با خبرگزاریها و بخشهای ادبی و هنریشان آشنایید و میدانید که
خیلیهایشان اساساً فید ندارند یا اگر دارند، فید اختصاصی سرویس فرهنگی
ندارند یا اگر دارند، شُل و وِل است و خراب. خب، پس یکجورهایی استفاده از
فید RSS خبرگزاریها، دردسر دارد و باید عطایش را به لقایش بخشید.
اینها مالِ فرق جامعهای مثل جامعه ما با جوامع غربیست یا فقط قصه است؟
اگر قصه است، پس چرا غربیها، تا اینقدر داستاننویسهای خوبیاند؟ بدونِ آنکه بخواهند جنگ نرم کنند یا در داستان پیام داشته باشند، دارند دنیا را میگیرند... رزمایش جنگ سایبری هم برگزار نمیکنند، پول مفت نفت هم ندارند که بدهند به فلان نهاد تا به اسم جنگ نرم به هدرش بدهد.
خدایا! یعنی خواب میبینیم ما؟ یعنی اینها همه یک کابوس است و تمام میشود بالاخره؟
آقای پل آوستر! نظر شما چیست؟ چرا شما یک یهودیزادهٔ رماننویسی و عین چی خوب رمان مینویسی، در عین حال فکرِ گرفتن دنیا نیستی...
ای خدا!
شکرخواه را ندیدهام و آشناییِ نزدیک با او ندارم. لذا مطمئن باشید که خصومتی بینمان نیست. فقط میبینم کارهایش را... همین.
دو چیز را از این مملکت بگیرند، کارمان درست میشود: اول نفت را. دوم تفاخر به گذشته. آنوقت یاد میگیریم که تلاش کنیم و آینده را بسازیم.
کـارِ هرطرفی که باشد، به عقیدهٔ من، «لشگرکشی خیابانی» نماد و نمودِ دموکراسی -خواه از نوع اسلامیاش، خواه لائیکش- نیست. دموکراسیطلبانی که بخواهند با به خیابان ریختن «قانون» را اجرا کنند، معلوم است چقدر حقیرانه دروغ میبافند و «دموکراسیِ برحق»ی که بخواهد با نشان دادنِ عِده هواخواهانش روی دشمن را کم کند، معلوم است چقدر بیتدبیر است.
من، با راهپیماییِ روز چهارشنبه موافق نیستم و در آن شرکت نکردم. با این همه، وقتی سیل انبوه جمعیتی را دیدم که به خاطر چیزی فراتر از «جمهوری اسلامی» به خیابان آمده بودند و به «حرمتشکنیِ» عاشورای حضرت خون خدا واکنش نشان میدادند؛ وظیفهٔ خبریام را انجام دادم و از آن نوشتم و گفتم. اما، راستش را بخواهید، من موافقِ لشگرکشی نیستم.
لشگرکشی -از سوی هرکسی که باشد- نشان میدهد که دموکراسی را نشناختهاند و راهِ عقلانیت را نمیشناسند و نمیتوانند از بسترِ گفتگو و شیوهٔ عقلانیت مشکلات را حل کنند. حالا این از سمتِ هرکسی که باشد، خطا است.
به عقیدهٔ من، هم آنکسی که با «قانون» لج میکند و از پس چندین ماه، خود را محق چیزی میداند که حقش نیست به راه خطا رفته و علیرغم گفتهها و شعارهایش عمل کرده، و هم نظامِ بزرگِ جمهوری اسلامی راه برخورد با مردم -هرچند معترض- را غلط انتخاب کرده است.
آنچه امروز ما میکشیم و در خیابانها میبینیم، حاصلِ بیتدبیریِ هر دو طرف (در درجهٔ اول) و خودخواهیشان است. هر دو طرف، خود را چنان برحق میدانند که مجوزِ تکفیر دیگری را صادر میکنند. هر دوطرف چنان خود را بر حق میدانند که طرف مقابل را «یزید» و «عامل موساد» خطاب میکنند و خودشان را «حسین» و «حسینی» میشمارند.
وقتی کار به «لشگرکشی خیابانی» کشید، طبیعتاً مملکت روی آرامش نمیبیند. امروز، بچههای ساده و معصومِ انقلاب به خیابان میریزند و علیهِ دشمن (و کسانی که به عنوان «دشمن» بهشان معرفی کردهاند) شعار میدهند و فردا، طرفی که ملغمهای است از «فریبخوردههای سادهدل»، «دشمنان قسم خورده دین» و «بزن بهادرها» میریزد تا روی آنطرفیها را کم کند و بالعکس.
و بگذارید «تقدس کاذب» برای هیچطرفی نسازیم و صادقانه بپذیریم که در هر دو طرف، نادانها و احمقها بسیارند و خواسته و ناخواسته دارند آرامش کشور را میگیرند. و بپذیریم، حکومت جمهوری اسلامی، در زمانی که میتوانست راهِ «نرمش» و «گفتگو» را برای برخورد با مردمش برگزیند، از «تهدید» استفاده کرد و متأسفانه خود، مسبب این وضع شد و به دشمنانی مثل «بیبیسی» که بوقِ انگلستان است فرصت داد تا دوستانی را از ما بگیرد و بسیاری را به حکومتِ برساخته بر انقلابِ عزیزمان، بدبین کند...
راه را اشتباه رفتیم.
هرکس میتواند و هرقدر میتواند، به تبدیل این فضای زمخت و آزرنده به فضایی نرم کمک کند... بسمالله.
سلام. به سلامتی، مشکل فنی سایت خانه کتاب اشا که از سوی سرور خدماتدهنده هاست شکل گرفته بود، رفع شد و سایت، هماینک در دسترس است. از همه دوستانی که در این روزها پیگیر حال و روز خانهشان بودند، عذرمیخواهیم و نوید میدهیم که به زودی، برای پیشگیری از اشکالات مشابه، سرورمان را تغییر خواهیم داد.
فعلا با اشا باشید.
به دلیل ایجاد مشکل در سرور «یوپیج» خانه کتاب اشا در حال تغییر سرور است. لطفا چند روزی صبوری بفرمائید. ما مجبوریم کل اطلاعاتی که روی هاست داشتهایم و اینک به دلیل هک شدن سرور «یوپیج» در اختیار نداریم را بازآفرینی یا بازیابی کنیم. لطفاً صبوری بفرمائید.