تبلیغات
پاکت‌ها
پنجشنبه 17 تیر 1389  11:38 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: وب‌نوشت ،

از 5-6 سال قبل به این طرف، برای فرار از گرمای تابستانی، معمولاً گیوه پوشیده‌ام. البته در این «گیوه‌پوشی»، نوعی اشتیاقِ به گذشته یا نوستالژیِ پدربزرگِ کشاورزم مؤثر بوده. به هرحال، از برکتِ زیستن در شهری که گیوه‌هایش معروف است، تا به حال چند جفت و جور گیوه پوشیده‌ام. یکی از این انواع، «گیوهٔ سنجانی» است که محصولِ دستِ هنرمندِ مردمِ «سنجان» از توابع «اراک» است. حالا هم، از چند ماه قبل که هوا گرم شده، گیوهٔ تازه‌ای خریده‌ام که راستش نمی‌دانم از کجا به تهران رسیده و شناسنامه‌اش صادره از کجا است.
پوشیدنِ هرکدام از این گیوه‌ها، تجربه‌ٔ ویژه‌ای بوده است. گیوه را دوست داشته‌ام به خاطرِ طبیعی و دست‌دوز بودن، و اصالت و بوی گوسفندش! اما گیوه در چند مرحله، به پای من آسیب زده است.
در بین جوان‌هایی که این روزها گیوه می‌پوشند (خصوصاً در تهران) آدم‌های «پان‌گذشته‌ایزم» کم نیست. جوان‌هایی که گیوه و لباس طبیعی را فقط به خاطر قدیمی بودنش می‌پوشند و برای تکمیلِ تیپ‌شان، ریزه‌کاری‌هایی روی صورت‌شان انجام می‌دهند! بنابراین، گیوه‌پوشی، در بین این تیپ، نوعی تبِ مقطعی است و زود از یاد می‌رود. اما برای کسانی که گیوه‌ را به دلیلِ گرما و چند دلیل دیگر می‌پوشند، قصهٔ «گیوه‌پوشی» سر دراز دارد.
گیوه خوب است چون سبک و خنک است. اما گیوه بد است، چون استاندارد نیست. هیچ‌نوعش. دست‌کم هیچ‌کدام از انواعی که دیده و پوشیده‌ام استاندارد نیستند. کف، اندازهٔ پاشنه و جنس و شکلِ زیره در گیوه نادرست است. مثلا در گیوهٔ سنجانی که گیوهٔ حاجی بازاری‌ها است و زیره‌اش از چرمِ سفت درست شده، پاشنه‌ای کار می‌شود که بلندتر از پاشنهٔ استاندارد است. نوک این گیوه باریک است. بنابراین پا در اثر شیب، به جلو سر می‌خورد و انگشتان اسیرِ تنگنایِ جلوی گیوه می‌شوند. حالا این همه به کنار، تصور کنید با آن چرمِ سفت و صیقلی، روی رطوبتِ اندکی پا بگذارید. خیلی سریع، به زمین می‌خورید!
و اما گیوه‌ای که این روزها می‌پوشم، اصلاً پاشنه ندارد. همان روزهای اول که این یکی را خریدم، سراغ کفاشِ محله‌مان رفتم و خواستم برایش پاشنه بگذارد. گذاشت. اما پاشنه روی کف چنان که باید چفت نشد و به دلیلِ جنسِ زیره که از چرمِ نرم است، روز به روز فروتر رفت و به جای آن‌که پاشنهٔ پا را بالاتر قرار دهد و گودی وسط را ایجاد کند، به پاشنه فشار بیش‌تر وارد کرد. نتیجه این‌که طی چند روز پیاده رویِ معمولی، پاشنهٔ پای چپم دچارِ خارِ پاشنه شد.
بله. گیوه همین است که هست. و مدت‌ها است داد می‌زنند و جیغ می‌کشند که: چرا به فکر احیای صنایع دستی نیستیم.
حالا تصور کنید یک آدم باشعور در سازمان میراث فرهنگی پیدا می‌شد و طرحِ «بهسازیِ گیوه» را پی می‌گرفت. طی یک طرحِ درست و درمان می‌شد گیوه را به پاپوشی استاندارد بدل کرد. برایِ خوشگل‌سازی هم می‌شد طرح‌های بی‌شماری اجرا کرد. آن‌وقت گیوه هم برایِ عشقِ گذشته‌ها مفید بود، هم برای آدم‌های معمولی که فشار گرما در تابستان، پایشان را می‌آزرد.
خیلی ساده است. اما کسی به فکر نیست. نتیجه این‌که همسرِ گران‌قدر می‌فرمایند: از «R & W» کفش بخر یا «نادر». و من نگاهی به پاشنهٔ پایم می‌کنم و می‌بینم راست می‌گوید.

   


نظرات()   

پاکت‌ها